TAHIEH.net

٠٢.٠٩.٢٠٠٨
در کردستان چه میگذرد؟ (3)گفتگو با کاک غنی بلوریان

"غنی بلوریان" پدر کردستان ایران است. از یادگارهای حکومت خودمختار کردستان ایران به ریاست "قاضی محمد" است و به همین جرم نیز بیش از 24 سال در زندان شاه ماند و با سرنگونی حکومت پهلوی در سال 1357 از زندان بیرون آمد و به کردستان بازگشت. در سالهای اول انقلاب شناخته شده ترین رهبر حزب دمکرات کردستان ایران بود. مردم "کاک غنی" را بیش از دیگر رهبران می شناختند. در یورش ها و سرکوب های دهه 60 ناچار به ترک وطن شد و اکنون در چند نقطه پایگاه دارد. از جمله در کردستان عراق. او را با زحمت بسیار پیدا کردم. می خواستم در کوران حوادث و سرکوب های جدید در کردستان که حالا دیگر جبهه مشارکت اسلامی نیز در جلسه هفتگی رهبری خود نسبت به آن حساسیت نشان داده، بدانم در گوشه ای از کشور چه می گذرد. چه کسی مطلع تر از بلوریان؟ که هم گذشته را می داند و هم درجریان حوادث کنونی کردستان است. گفتگوی ما، بدلیل محدود بودن وقت آقای بلوریان و همچنین ملاحظه سن و سال و همچنین دشواری ارتباط تلفنی در چند نوبت قرار است دنبال شود. بخش اول این گفتگو را روز یکشنبه و با صدای غنی بلوریان روی "تهیه" می خوانید، اما تا یکشنبه هم این فرازها را از این گفتگو بدانید بهتر است؛ زیرا با آمادگی بیشتری گفتگوی ما را دنبال خواهید کرد. از جمله این فرازها:   تمام حاکمانی که در ایران حکومت کرده اند برای توجیه اعمال خودشان مردم کُرد را تجزیه طلب و شورشی معرفی کرده اند، در حالی که اصلا چنین چیزی  نیست. همه ایرانی هستند. کردها ایرانی هستند اما زبان خودشان را دارند. دولت کردستان عراق مسلما تاثیرات خود را روی کردستان ایران گذاشته است. در آنجا مردم کرد زبان خودشان را دارند، آزادی دارند، دموکراسی دارند، حقوق زنان رعایت می شود. کردهای ایران هم با آنطرف رفت و آمد دارند، معامله دارند و این چیزها را می بینند و با وضع خودشان مقایسه می کنند. بلوریان در باره ظهور گروه های سیاسی نوبنیاد در کردستان ایران می گوید: بعضی گروه ها مثل پژاک اصلا به مسایل کردستان ایران مربوط نیستند. آنها مربوط به کردستان ترکیه اند و اینطرف آمده اند. تا روزی که "پ کا کا" با دولت ایران رابطه داشت چنین مسایلی وجود نداشت، الان که اختلاف بالا گرفته عده ای آمده اند اینطرف و اسم خود را گذاشته اند پژاک.  آنها پایگاهی در میان مردم ندارند. گروهی اند که ترور می کنند، جنگ  می کنند. البته تعدادشان کم است. بلوریان در باره گسترش اعدام ها در کردستان و اتهام جاسوسی و وابستگی به آنها می گوید: حکومت به خیلی از آنها که در تهران یا شهرهای دیگر دستگیر می کند می گوید تو با خارج رابطه داری و جاسوسی! بالاخره باید چیزی بگویند. در کردستان ایران هم به همین طریق است. افراد را می گیرند و می گویند تا با فلان و بهمان حزب هستی و اعدام می کنند. در صورتیکه چنین نیست. مثل اتهامهایی که به افراد در تهران وارد می کنند که تو جاسوسی یا آمریکایی و صهیونیست و بهایی هستی . در کردستان هم همینطور است. الان کومله و حزب دموکرات بیست سال بیشتر است که اصلا فعالیت نظامی ندارند. اینها در بخشهایی در کردستان عراق سکونت دارند و زندگی  میکنند. اما حکومت هر کس را می گیرد می بندد به این گروهها که بتواند بهانه برای اعدام داشته باشد. به این بهانه کردها را که نسبت به کردستان آن طرف سمپاتی پیدا کرده اند می خواهند بترسانند و آنها را تنبیه کنند.   در زمان پهلوی هم در کل کردستان یک فرماندار کُرد نمی دیدید. در تمام شهری کردستان  در دوران شاه و رضا شاه اکثرا فرماندهان نظامی و غیر نظامی آذربایجانی بودند. حتی فارس هم نبودند. البته جمهوری اسلامی بر خلاف دوران شاه امکاناتی داد. مثلا روزنامه ها و تلویزیونها گاهی به زبان کردی برنامه دارند و اخبار به زبان کردی پخش می شود. اما سیاست غالب سرکوب است. روحیه دموکراتیک در این حکومت نیست. این یک حکومت دیکتاتوری و مذهبی است. هیچ کس حق نفس کشیدن ندارد . این راه چاره ایران نیست. راه چاره ایران  فدرالیسم دموکراتیک است. برای اینکه همه اقوام در ایران، ایرانی هستند اما بگذارید هر کس در خانه خودش حقی داشته باشد برابر و مساوی. الان مبارزات مدنی به نظر من درست ترین راهی است که درایران وجود دارد.