TAHIEH.net

٣١.٠٥.٢٠١٠
جنبش سبز علیه تن فروشی وتبعیض ها

آنچه را می خوانید گزارشی است از تهران سال 1386. سه سال پس از این گزارش، تمام آن خیابان ها و مسیرهائی که در این گزارش به آن ها اشاره شده، در عرض چند روز و چند هفته سبز شد. این سبزی، قیامی بود علیه همه آنچه که این گزارش بخشی از آنست. علیه فقر، علیه تبعیض، علیه تحقیر زنان، علیه تحمیل خفت و خواری به نان آوران خانه، علیه اعتیاد، علیه دروغ، علیه غارتگری و دهها و دهها پدیده دیگری که جان مردم را به لبشان رسانده است. این سبزی را در همین خیابان ها به خون کشیدند و رنگ سبز قیام مردم با شعار "رای من برای تغییر این شرایط کو؟" سرخ شد. ماشین ها، در همین خیابان ها، صدای بوق اعتراضی را درآوردند و جای آن اتومبیل هائی را پر کردند که شب ها برای هرزگی، تن زنان به خاک سیاه نشسته را جستجو می کردند.

«خیابان تخت طاووس، شب ها بعد از ساعت 8 چهره دیگری به خود می گیرد. پیاده باشی یا سواره، وقتی وارد این خیابان میشوی از همان ابتدای مسیر متوجه تراکم ماشین های متنوعی میشوی که شتابزده برای کنار کشیدن از وسط خیابان در حال سبقت گرفتن از یکدیگر هستند.

اگر برای اولین بار با این منظره مواجه شوی و از ماهیت آن اطلاع نداشته باشی فکر می کنی به اصلاح “حلوا خیرات می کنند”. ولی اینجا از خیرات خبری نیست. این بازی پر پیچ و خم ماشین ها تنها تلاشی است میان مردان سواره برای خرید تن زنان پیاده. شکار در شب. خیابان مطهری یکی از شکارگاه هاست.

تن فروشی در این خیابان در ازای رقمی بین ۲۰ تا ۵۰ هزار تومان صورت می گیرد. رانندگان ماشین هایی که به سرعت می خواهند خود را به کانون معامله نزدیک کنند عموما در مسیرهای میدان فاطمی، فتحی شقاقی، استاد مطهری(تخت طاووس)، سهروردی و برگشت از شهید بهشتی و مصلای بزرگ و نیمه تمام تهران و باز خیابان مطهری در پرسه اند. طی دو یا سه ساعتی که در هر کجای این مسیر ۱۰ کیلومتری ایستاده باشی و به دقت خیابان را در نظر بگیری تعداد زیادی خودرو را در حال چرخش به دور محیط این مسیر مستطیلی خواهی دید. این ماشین ها عموما تک سرنشین و یا با یک همراه هستند که بدنبال شکار می گردند. بنا بر آمار رسمی پلیس تهران هر زن تن فروش حداکثر ۵ دقیقه در خیابان بالا و پائین می رود و سپس سوار یکی از اتومبیل ها می شود.

این خیابان ها، تنها خیابان های گردش شبانه برای شکار زنان تن فروش نیست. این عریانی در خرید و فروش تن در خیابانهای اصلی و مرکزی تهران سازمان یافته و تحت کنترل است.

حامد که خود در جستجو شکار شبانه است می گوید: ”این زنان از سوی تعدادی از بسیجی ها حمایت می شوند”. او دلیل باور خود به این موضوع را شهادت بسیاری از زنان تن فروش خیابانهای اصلی و پر مشتری می داند. حامد که هفته ای دو شب را در خیابان های تخت طاووس و عباس آباد در آمد و شد می گذراند می گوید:” شماری از این زنان را حداقل یک بار سوار ماشین خود کرده و با آنها صحبت کرده است و از زبان خود آنها بارها شنیده که نیمی از درآمد خود را به مردانی می دهند که تحت عنوان بسیج در مسیر همان خیابان ها در گردش هستند و بازار این زنان را کنترل می کنند”

مهدی که محل زندگی او در خیابان لارستان است و معمولا شبها در پیاده روهای خیابان تخت طاوس و ولیعصر قدم می زند می گوید: “گروهی از ماموران پلیس و عوامل بسیج گردانندگان اصلی هستند. این حمایت بسیار واضح است، چرا که این زنان که ظاهری مشخص دارند تا نیمه های شب بدون اینکه کسی مزاحمشان شود در این مسیر قدم می زنند. کافی است مثلا کسی آنها را به زور سوار ماشین خود کند، تا بلافاصله سر و کله یک مامور پیدا شود و کارشان به پایگاه بسیج یا ساختمان وزرا بکشد. هر چند همه راه فرار را هم بلدند و کافی است در طول مسیر از خیر وجه المعامله بگذری و این پول را به عنوان وجه المصالحه دو دستی تقدیم پاسداران حریم ارزشهای اخلاقی کنی تا آزاد شوی”

حمید و سامان ساکن یوسف آباد اند و حالا در خیابان فتحی شقاقی در جستجوی شکار زن.

سامان می گوید: “من در همین خیابان بازداشت شدم. پس از سوار کردن یکی از زنان تن فروش توسط گشت پلیس مجبور به توقف شدم. یکی از ماموران پس از اخذ مدارک سوار ماشین شد و دستور حرکت به سمت بازداشتگاه را داد. اما چند خیابان آنسوتر به دستور همان مامور زن تن فروش پیاده شد و من ماندم با یک پلیس وظیفه شناس که با پنجاه هزار تومان بازداشت را فراموش کرد.

پوریا که تحصیلات کارشناسی ارشد دارد می گوید: “دولت، پلیس و قوه قضائیه هرگز نه توان مقابله با تن فروشی را دارند و نه علاقه ای به این کار. عده زیادی از باصطلاح خودی ها در این تجارت مشارکت دارند. آنها وجود این تجارت را بر خلاف ادعاهای رسمی اجتناب ناپذیر می دانند و ترجیح می دهند سود آن را به دیگران نسپارند. تاکید پرجنجال بر ازدواج موقت انعطاف مسئولان در مقابل سکس های خارج از خانواده و خیابانی را نشان می دهد. اینکه در ایران شبکه ای سامان یافته و منسجم قاچاق و فروش سکس وجود دارد قابل انکار نیست. اخباری که هر از چندی در رسانه ها منتشر می شود و حاکی از حراج دختران ایرانی در بازارهای عرب است دلیلی بر این مدعا است. همه ما هم می دانیم هر جا پول هنگفت باشد دست غیر خودی از آن کوتاه است.

زنان با چشم هائی نگران و منتظر حادثه زیر تابلو خیابان های اصلی ایستاده اند. آنها از شکارچیان بیش از تاریکی شب می ترسند. به خشونت جاری در کشور تن داده اند. زیر تابلوهای “مطهری”، “بهشتی”، “مصلا” و “فتحی شقاقی” ...ایستاده اند، زیرا، در زیر این تابلوها احساس امنیت می کنند.

گزارش برگرفته از وبلاگ سبزه قبا ست